احمد على خان وزيرى
9
جغرافياى بلوچستان ( فارسى )
حوالى بمپور است ، و در تابستان تا نزديك پشته و فنّوج مىروند . زينالدّينى چهارم زينالدّينى : اصل آنها عرب است كه در زمان غسّان در هنگام استيلاى عرب آنجا آمدند و اوّل استيلاى عرب در بلوچيّه زمان خلافت عمر بن عبد العزيز بود كه غسّان از جانب او والى ولايت كرمان بود ، آن ملك را به تصرّف اسلام درآورد و چون گرمسير و صحراى طويل و عريض داشت مثل وادى عربستان [ 29 ] طايفهء زينالدّينى و سابقى و بامرى و عبداللّهى آنجا توطّن نمودند . و از زبان عربى جزئى در ميان آنها مىباشد . مثل خير و شرّ كه به معنى نيك و بد است . ليكن حال ، آنها به عكس مىگويند . به نيك شرّ مىگويند به بد خير ، و اغلب اصطلاحات آنها به واسطهء كثرت مباشرت با بلوچيّه بلوچى مىباشد . يك صد مرد جنگى در طايفهء زين الدّينى مىباشد . دويست شتر و سه هزار گوسفند دارند و ماده گاو هم دارند . سابقى پنجم سابقى : اصل آنها [ 30 ] عرب است . چهارصد خانوار مىباشند . ييلاق و قشلاق آنها جازمورياب و نزديك خاك رودبار و بشاگرد و حوالى پشته و فنّوج و حوالى بمپور مىباشند . سياهچادر مىباشند . مردم شرير فتنهجو و جنگى مىباشند . سيصد نفر مرد جنگى و تفنگچى دارد . عدد نفوس آنها دوهزار و پانصد نفر مىشود . در بيست سى سال قبل ، زياد دستاندازى بر رودبار و نرماشير مىكردند . وجه تسميهء اين اسم مرحوم امامعلى خان [ 31 ] كه چهار سال در زمان حكمرانى مرحوم محمّد حسن خان سردار و غلامحسين خان سپهدار حاكم بلوچستان بود ، مىگفت : كه از پيرمرد باهوشى از طايفهء سابقى شنيدم ، كه وجه تسميهء اين اسم آن است ، كه در زمان عرب موسوم به اسم ديگر بودهاند ، چون در جنگ كردن و گرفتن آذوقه و علوفه سبقت بر ساير لشكريان كردندى ، موسوم به اين اسم شدند .